تبليغاتX
...
 
...

 
 
....

ارسال شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 - 19:5
 
یه خاطره چاقالو...

راستش اومدیم یه خاطره بنویسیم دیدیم هیچ کدومشون نوشتنی نیست!!

خاطره هامون حالا فقط شدن یه تصویر از روزای خوب و بدی که طی کردیم.

مثکه روز بد نداشتیم!!! آخه الان بشرا من رو ضرب و شتم قرار داد!!

(دروغ می گه!!!!! من و ضرب و شتم...؟!!!)

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

" چقل(مونا) ما شونصد سال پیش می خواستیم آپ کنیما!!!!!!! کجایی پس گامبووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟ "

{ الان شونصد ساله که از این جمله بالایی هم گذشته! ولی چقل هنوز نیومده که نیومده! خانوم چاقالو درسته که یه وب دیگه هم زدی ولی یه فکری به حال این وب چاقالو هم بکن! از بس حرص خورد دیگه لاغر شد! حالا باید دیگه اسمشو عوض کنیم ....... می تونیم بذاریم اسکلت ها یا لاغروها یا .......  }

حیف نون با گوسفنداش لج می کنه، می بردشون زمین چمن مصنوعی!

از حیف نون می پرسن دو دو تا ! می گه چهار تا................ گند می زنه تو جک!

حیف نون با نامزدش می رن بیرون، گم می شن. دختره می گه حالا چی کار کنیم؟ حیف نون می گه تو برو خونه تون من یه کاری می کنم..

اینو حتما بخونید:

آمریکایی ها یه کامپیوتر می سازن که می تونسته به هر سوالی جواب بده. یه ‌ژاپنیه میاد درباره ربات سوال می کنه کامپیوتر به اندازه ده تا کتاب بهش اطلاعات می ده. آلمانیه درباره موشک سوال می کنه، کامپیوتر به اندازه بیست تا کتاب بهش اطلاعات می ده، ایرانیه میاد میشینه می پرسه چه خبر؟ کامپیوتره هر چی اطلاعات داره از اول تا اون آخر میده. بعد ایرانیه میگه دیگه چه خبر؟ کامپیوتره هنگ می کنه!

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS


حرفای چاقالویی :

۱) سر سفره های چاقالوی افطار یه یادی از ما چاقالوها هم بکنید!

۲) اگه مونا یه سری به این وب بزنه من اسممو عوض می کنم! تا وقتی هم که مونا هم حرفاشو نزنه نمیشه ثبتش کنم . آخه مثلا قرار بود این آپ رو دوتایی با هم بکنیم! ( جمله بندیم خیلی باحال بود ! مگه نه؟ خودم نتونستم دوباره از روش بخونم!)

۳) مثکه گشنگی و تشنگی رو مخم خیلی تاثیر گذاشته!

۴) همیشه چاقالو باشید!

۵) روزای چاقالویی رو براتون آرزومندیم! ( چرا جمع بستم؟؟؟)

۶) خیلی چاقالویید( ابراز احساسات از نوع چاقالویی)

۷) مونا بقیشم باتو دیگه!


مونا وارد می شود:

سلاام!!

تو رو خدا ببخشید... این بشرا هم که من نبودم خیلی من رو شرمنده کرده...

مرسی.....

بچه ها برد چاقالوو وار تیم جوانان والیبالمون با ۱۰۰ سال تاخیر مبارک!!!

الانم داره مسابقه بسکتبال رو نشون میده......... من عاشقشونم ولی خب دیگه چند سالیه که آپ نکردیم یه کم اینجا می حرفم بعدش میرم که ببینم!!

اینم یه سری جمله به قول خودم قشنگ:

این عشق به خویشتن است که انسان را به سوی افسردگی سوق می دهد

و او را به دام ترس می افکند

نه عشق به انسانیت.

 

 

آن کس که در جهان

یک بار سعادت  آن را داشته باشد که با دوستی

در یک رنگی کامل

و بی حد

 به سر برده باشد

بالا ترین شادی ایزدی را چشیده است

 چنان شادی که او را برای باقی عمر بیمه می سازد.

 

 

یه پسر بچه گوشه پیاده رو نشسته

یه مرد بزرگسال میاد اشتباهاً پای  بچه رو لقد میکنه

مرد متوجه نمیشه

ولی پسربچه که دردش اومده بود با خودش میگه:

" بذاز برزگ شم از اینجا رد شی می گیرمت ، می کشمت

 یا اصلاً دعا می کنم که فردا تصادف کنی

اون وقت من بیام بالا سرت وای میسم می گم : منو یادت میاد پام رو لقد کرده بودی؟   "

ولی فردا که میشه هر دوشون یادشون میره که چی شده بود  

حالا

من  اون پسر بچه ام  که اون پام رو لقد کرد؟

من منتظرم؟ که چیزی بشه برم بالا سرش وایسم بگم :  

"منو یادت میاد پام رو لقد کرده بودی؟"

یه سئوال دیگه

 فقط پام لقد شده  بود دیگه؟

 

 

 

 

فکر کنم فعلا کافی باشه....

نه؟

اینم یه سری عکس:

 

پس دوستای چاقالوووووووووو فعلا بای بای


 
نويسنده چاقالوها

 


اینم یه مدل از چاقالویی...
ارسال شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 - 10:45
 
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !


 
نويسنده چاقالوها

 


واقعا چاقالو....!!!!
ارسال شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 - 15:51
 
یاد گرفتم که :

١-با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.

٢-با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند .


٣- از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود .


۴-تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم.

 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

 


 
نويسنده چاقالوها

 


چاقالوهای مخفی!!
ارسال شده در دوشنبه دهم تیر 1387 - 13:49
 

ما اغلب مدتها به درهایی که شادی را برما بسته است نگاه می کنیم ولی هیچ گاه کسی را که برایمان درهای شادی را می گشاید نمی بینیم.

                                                                                                   برتون هیل 

 


 
نويسنده چاقالوها

 



ارسال شده در جمعه هفتم تیر 1387 - 13:26
 
شکوه و شگفتی و زیبایی شور انگیز طلوع خورشید را باید از دور دید. اگر نز دیکش رویم از دست اش  داده ایم. لطافت زیبایی گل در زیر انگشت های "تشریح" می پژمرد!

آه که عقل ها این ها را نمی فهمند!!!

                                                                                                دکتر علی شریعتی

               


 
نويسنده چاقالوها

 


کی ما رو چاقالو کرده؟!!!!!!!
ارسال شده در دوشنبه سوم تیر 1387 - 21:2
 
مردی مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشـی خارج شد، دختری را دید که روی جـدول خیابان نشستـه بود و هق هق گریـه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: دختر خوب، چرا گریه می کنی؟
دختر در حالی که گریه می کرد، گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم.
وقتی از گل فروشی خارج می شدند، مرد به دختر گفت: "مادرت کجاست؟ می خواهی تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
مرد دلش گرفت، طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.
 

 

تقدیم به:

     بنیانگذاران راه چاقالویی.....!!!!

                                   از طرف:

                                            چاقالوها.....!!!!

 


 
نويسنده چاقالوها

 


شاید قیافه اش چاقالو نباشه اما معنی اش چاقالو!!!!
ارسال شده در شنبه یکم تیر 1387 - 13:21
 

 بسیاری افراد زمان زیادی را صرف می کنند تا زندگی خود را بسازند بی آنکه بدانند در این جستجو هرلحظه در حال زندگی کردن هستند!!!

        پئر بُورتن

البته لازم به ذکر که این جمله رو یکی از بهترین دوستام واسم فرستاد!!


 
نويسنده چاقالوها

 


چاقالو .............
ارسال شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 - 14:16
 
لغت نامه دهخدا
آوا :
نوع لغت : ص مرکب
فینگلیش :
شرح : چاق. فربه . پرگوشت . گوشتالو. چاق و چله . خپله . گرد و قنبلي . چاق و چقل .

 
نويسنده چاقالوها

 


ما اومدیم!!
ارسال شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 - 16:21
 

 
نويسنده چاقالوها